تبليغاتX
خدا جونم جونمم واست بدم کمه




واسه خدای خودم!

سلام سلام سلام................. یه عاله تبریک واسه اینکه ماه رمضون اومده و اول از همه هم تشکر از دوستای گلی که پیشم موندن مخصوصا رویا جون......خانومی ادرسی چیزی نمی دی دوست شیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اول از همه التماس دعا سر سفره های افطارتون یه دختر بد بدبختیم هست که چشمش به دستای شماست و امیدش به دلای پاکتونه  نه فقط من، من و  خیلیای دیگه! ما رو از دعاتون بی نصیب نذارین ..........اما چی بگم امروز؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اوم................

ماه رمضون یه ماه خیلی عزیزه می خوام کلی تو این ماه اپ کنم به شرطی که تنهام نذارین بهم سر بزنین ...........شاید شما هم مثل من خودتونو گم کردینو دلتون واسه خودتون و خداتون تنگ شده باشه بیاین اینجا که شاید یاد خدا بشه مرهم این دلای تنگمون....................

 

می خوام یه کار جدید کن یه جوری که ادمها دینو خدا رو یه جور دیگه ببینن نه فقط تو حرم و امامزاده و............اما نمی دونم چی کار کی میدونه؟؟؟؟؟؟؟؟هرکی می تونه کمکم کنه ثواب داره..............اخه این روزا بدجوری خدا رو یادمون رفته.....................بابا به خدا خدا همین جاست کنارمون هر لحظه ی بالای سرمون چرا باورش نداریم نمی دونم!؟ چرا همه چیزو می گیم نمیشه بابا خداستا!!!!!!!!!!این همه معجزه کرد ما رو افرید اون وقت یه کار مسخره ی روزمره ی ما رو نمی تونه انجام بده ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!خیلی دست کم گرفتیمش بابا !!!!!!!!!!هر کی یه غمی داره همه غم دارن اما غم اصلیمون اینه که اونو نداریم به خدا اگه باورش کنیم اگه باهاش زندگی کنیم دلامون لااقل شاد می مونه...........اما نمی دونم چرا کسی حرفامو باور نمی کنه !!!!!!!!شاید چون خودم بدم!!!!!!!!شما حرفامو باور می کنین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدا همین جاست کنار ما وقتی داری دروغ میگی وقتی داری دل می شکنی تو اونو نمی بینی و اما اون خوب نگات می کنه ..........با یه دنیا حسرت که دوباره گند زدی...........ولی بازم کمکت می کنه اخه می دونه دو روز دیگه یه جای کارت که لنگ شد دوباره برمیگردی پیشش برای همین منتظرت می مونه........ولی تو چی میری پیشش؟

نمی دونم! بیاین فکر کنیم بیاین در موردش با هم حرف بزنیم شاید اینجوری لااقل یه ذره یه دقیقه یادمون بیاد خدایی هست.........

 

تو ماه رمضون بیاین یه قولی بدیم هر روز وقت اذان که میشه خدا زنگ می زنه خونه هامون که بگه منتظر دلای پاکمونه بیچاره کلی منتظر می مونه اما ما چی ...؟ اخرین لحظه میریم میگیم ببخشید وقت نداشتم بیام باید برم هر وقت وقت داشتم میام پیشت وقتی مشکل داشتم!!!!!!!!!!!!!گناه داره بابا این همه مهربونیشو اینطوری واب میدیم؟ بیاین قول بدیم منتظرش نذاریم همین گف بیا بدویم بریم پیشش تو بغلش به خدا منتظرمونه...........حرفاشو بخون تو قرانش ببین چی گفته! ببین چقدر دوست داره!!!!!!!!!بیا از این به بعد فقط یه کم فقط یه کم دلشو نشکونیم !!!!!!!!!!!!میای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

قربون اون دلای مهربونتون فعلا!!!!!!!!!!!!تنهام نذارینا!!!!!!!!!!التماس دعا فعلا بای!!!!!!!!!!!!!

اینم سنگی در حال سجده


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 16:10 توسط مریم |


نمی دونم چی بگم نمی دونم از کجاش بگم از دو راهی انتخاب از جای که یا پر می کشی یا بدجوری می خوری زمین بعضی وقتا حس می کنم مثل یه پرنده پر می کشم و اسمونی میشم همین که میام با خدام خوش باشم یهویی یکی از این دو راهیا پیداش میشه بهش می گن امتحان وقتی پیداشون میشه فرصت عاشقی میشه باید ثابت کنی راست می گفتی عاشق خدایی یا نه ولی هر دفعه تا به اینجای قصه میرسه من کم میارم ............

از خودم بدم میاد از ادعایی که می کنم و پاش وا نمیستم از ادعای عاشقی !!!!!!!!

اونی که مدعی بود عاشقته تو رو تو فاصله ها تنها گذاشت..........

قصه ی ادمها اینه یه عمر میگیم خدا عاشقتیم ولی تا پاش میفته بت سنگیمونو می پرستیم اخ که چقدر دل اقامون خونه...........

چی بگم اقا بگم عیدت مبارک ؟ بگم عاشقتم ؟ بگم دوستت دارم ؟ با چه رویی بگم ! یعنی یادم بره اونی که اشکتو دراورده من بودم یعنی یادم بره چقدر قشنگ واسم دعا میکردی من خواب بودم ولی تو تو نماز شب واسه من دعا میکردی اقا من چشامو بستم .....چشامو بستمو محبتاتو ندیدم .......حالا بیام بگم اقا عیدت مبارک ؟ بگم بازم می خوام بخوابمو تو واسم گریه کنی نه روم نمی شه ........اقا امام زمانم همه ی هستی من دلم گرفته همه چی عوض شده درختا گلها همه چی....یعنی من از اونا هم کمتر بودم؟ اونا زنده شدن زندگی کردن لااقل دلتو رو دل خدا رو نشکوندن ولی من چی؟ چشامو بستمو رفتم به سمت جایی که اخرش چیزی نبود جز غم و دوری تو و اشکای قشنگت ............

نمی دونم با کی حرف بزنم با تو خداجونم ؟ با تو اقا ؟ اما حسینم ؟ با کی.............نمی دونم من دلم شما رو می خواست ولی من من نامرد اذیتش کردم نذاشتم بیاد پیش شما براش چیزای خوشگل خوشگل خریدم که شما رو نبینه حالا چی کار کنم دم به دم بهونه میگیره ولی دیگه نمی تونه بیاد راهو گم کرده خدا از دوریت دارم دق می کنم تو نزدیگمی و من حتی نمی بینمت چی بگم با دلی که غرق گناهه ؟

 

خدا دوستت دارم ای اسمونیا عیدتون مبارک ای مردایی که از جونتون گذشتین عیدتون مبارک اقای من عیدتون مبارک منم گفتم مثل همه اما معنیشو نفهمیدم اره اقا عیدو تبریک گفتم ارزو کردم لحظه هات قشنگ باشه ارزو کردم بیای اقا اما اونی که دلتو شکست  اونی که کاری کرد بازم تو شبات گریه کنی و بگی هنوز وقت اومدن نشده خود من بودم این جوریه ادعاهای مسخرم تبریک ولی اقا جون مریم دیگه واسم گریه نکن نذار اینقدر شرمندت بشم ......................اینجوریه بهت تبریم میگمو خودم دلتو میشکنم خیلی احمقانس مگه نه ؟


+ نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت 16:48 توسط مریم |


اربعین اومده ...یعنی واقعا چهل روز گذشت از اون شبی که انگار همه ی ادمهای این دنیا مرده بودند اصلا دنیا رنگی نداشت مگه بدون امام حسین اینجا می شد زندگی کرد....

از روز اول محرم هر روضه ای که می رفتیم می گفتند امروز روز حضرت عباس امروز روز علی اکبره امروز روز علی اصغر تو هر روزه که رفتیم هی گفتیم عمو عباس نریا یا حضرت علی اکبر نرینا شهید می شین خانوم زینب تنها می مونه هی گفتیم نرین نرین یهویی گفتن عاشوراست گفتن همه شهید شدن حتی امام حسین من ........قشنگ یادمه یهویی دلم گرفت حس کردم غم دنیا اومد دلم الهی بمیرم خانومی چی کشیدی من که ندیده بودم فقط شنیده بودم اما داشتم از غصه دق می کردم شما چی کشیدی خانومی چی کشیدی بی حسینت ...........

اربعین اومده نمی دونم چرا بازم دلم گرفته اخه اگه این ماه تموم شه اگه دوباره من گند بزنم چی خدا اگه باز گناه کنم چی تا میام پیشت خوب شم فرصت تموم میشه باز اخه اگه این دو ماه امام حسینم مواظب نبود من بازم همون مریم بودم اگه بعد این ماه تنهام بذاهر چی نکنه باز یادم بره خدایی بالاسرمه نکنه باز یادم بره عمو عباسم حالا دیگه منتظره من تشنه لبا رو سیراب کنم !

نکنه ........همه رفتن من موندم و من چجوری تو روی امام حسینم نگاه کنم چجوری به علی اصغر بگم تو خونتو دادی ولی من یه ذره از وقتمم به خدا نمی دم چجوری سرمو بالا بگیرم ...........

دلم گرفته نمی خوام با اما حسینم خدافظی کنم نمی خوام بره نمی خوام تنهام بذاره همه رفتن امام حسینم همه تنهام گذاشتن اقا شما نرین شما نذارین تنها بمونم...........

اما حسینم خانوم زینب عمو عباسم خانوم رقیه الهی من فدای اون دل کوچیکتون بشم به حق همون شبای عزیز به حق همون گریه ها به حق این همه امید تنهامون نذارین من نمیخ وام از پیشم برین قبولم می کنین عمو عباس عمو عباسم منم بشم سقای کربلا منم بشم دردونه ی خدا عمو عباسم کمکم می کنی مثل شما بزرگ و خوب باشم ؟؟؟؟؟؟؟

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس علمت کو عموی خوبم

عمو عباس تو نرو تا که پا نکوبم

عمو عباس بی تو قلب حرم میگیره

عمو عباس بی تو بابا تنها میمیره

عمو عباس زانوهامو بغل میگیرم

عمو عباس بیا تا من برات بمیرم

عمو عباس بیا تا من برات بمیرم...................

پرستوی سفیدم پر مزن مرو مادر دل از تو نبریدم دل مکن مرو مادر.....................

من عاشق این نوحه ام پارسال تو جنوب همش می خوندیم یاد اون موقع ها می افتم نمی دونم تونستیم همسفرای خوبی تو این دنیا باشیم یا نه ولی تو رو خدا یه کاری کنیم اون دنیا شرمنده امام حسینم نشیم ............

 

اما حسینم عمو عباسم خانوم زینب همه ی شهیدای کربلا و شهدا دلم تنگ میشه براتون تنهام نذارین بین این ادمها بین این دنیا خفه میشما منو بی کس ول نکنینا به حق مظلومیت بچه هاتون به حق اسیری اونا تو رو خدا تنهام نذارین............

 

یعنی میشه یه روز من اینجا رو ببینم دعا کنین چشمام اون قدر پاک بشه که لایق بشه اینجا رو ببینه تازه بعد مرگمم اما حسینم باید منو ببری حرمتا باشه قول قول؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 17:42 توسط مریم |


خدا جونم دلم برات تنگ شده بود خیلی تنگ.............

خدا ...خداجونم خدای مهربونم...........من خیلی خیلی دوست دارم اما .اما گناهام نمی ذاره دلمو بیارم پیشت دلم واست تنگ شده هی بهونتو میگیره هی میگه می خواد باهات حرف بزنه اما من روم نمی شه اخه تو بزرگی مهربونی پاکی کلی منو بخشیدی اما من چی............من چی کار کردم جز ناشکری جز اینکه همش بگم خدا چرا خدا چرا !

دلم می خواست از اون بنده خوبات بودم از اون فرشته هات از اونایی که هر چی سرشون میاد میگن خدایا شکرت اما ..........

نمی دونم خوب بودن لیاقت می خواد که من ندارم اما تو می تونی بهم بدی نه ؟؟؟؟؟

از همه بیشتر دوست خدا از همه بیشتر تو همه دنیا داد می زنم نمی ذارم هیچ کی دل خودتو امام حسینتو بشکونه ولی اگه خودم دلتو شکوندم چی ؟؟؟؟؟؟

خدا جونم خدای مهربونم این دلم خیلی بی قراره هی بهونه میاره هی میخواد بیاد پیشت گریه کنه دیشب نشد بیاد دعای کمیل اخه هنوز پاک نشده خدا جونم دستامو بگیرم رو به اسمون تو کمکم می کنی تو دستامو میگیری ببری بالای بالا پیش خود خودت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا جونم دوست دارم قدر تموم دنیا تنهام نذاریا...................

خدا جونم قشنگترین لحظه ی زندگیم لحظه ی سجده کردنه انگار بهت میگم چقدر کوچکمو تو بزرگ انگار میگم خداجونم من اومدم پیشت یادم نرفته کیم یادم نرفته چقدر بزرگی انگار می گم خداجونم ناامیدم نکنیا...............


+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 14:7 توسط مریم |


سلام به همه .یه سلام که یه ذره با همیشه فرق داره بوی محرم میده ......................

بازم محرم اومد ! با همه قشنگیاش .....................تموم سالو منتظر بودم تا این روزا بیان نمی دونم ولی حالا که اومده می ترسم ... می ترسم از اینکه پیش امام حسین شرمنده شم از این که نتونم حق بندگی و بردگی رو درست ادا کنم .... ازشون خجالت می کشم از این همه محبتشون و از کارای خودم........

امام حسینم بهونه ی زدن این وب شما بودین محرم بود که این وبو زدم با اسم شما شروع شد با لعنت به امریکا ...............اقا بیا ببین ...............ببین مریمت شرمنده شد و نتونست اینجا هم کاری بکنه............

ashura[1].jpg

امام حسینم چند روزیه اسرائیل لعنتی اشک و خونو تو غزه جاری کردی نمی تونم ساکت بمونم نمی دونم بعضی از اینا چقدر کثافتن ولی من نمی خوام اهل کوفه باشم من تو کربلا نبودم شاید بودمم شرمنده تر بودم اما حالا کربلا یه جای دیگست تو غزه تو جایی که مادر نمی دونه تا دو ثانیه ی دیگه بچه اش کنارشه یا نه جایی که نیم دونن چند تا نفس دیگه فرصت دارن تا حقشونو کشورشونو از چنگ اون عوضیا در بیارن ................امام حسینم من می خوام برم اینجا اروم نیستم می خوام داد بزنم داد بزنم و حتی به قیمت جونم نذارم اون بچه ها اینقدر مظلومانه پر بکشن و من بی غیرتو تو این دنیا تنها بذارن.........دلم می خواد سر مردم احمق این دنیا داد بکشم انگار هیچی یادشون نیست بابا حقشونه اخه چقدر خریت سکوت در برابر چی از چی اسرائیل می ترسن ..............تا جون داریم انجام می دیم تا نذارن خون اون بی گناها رو خاکی که بود هزار پیامبرو می ده بریزه نمی ذارم خفه نمی شم از هیچی هم نیم ترسم ولی اقا فعلا تنها کاری که می تونم بکنم دعا است واسه همین می گم شرمنده ام واسه همی نم یگم نمی وام اهل کوفه باشم نمی خوام شرمنده ی اون بچه ها باشم اقا کمکم کن این وب مال تو اقا با اسم تو شروع شد تنهام نذار کمکم کن اقا امام حسینم..........................

قدر تموم دنیا دوست دارم نمی دونم چقدر بی قرارم تا محرم بشه و بهونه ای گیر بیارم تا با اون همه شرمندگی بیام و پیش شما گریه کنم اقا .......................من منتظرم کمکم کنید شرمنده نشم اقا ............

امام حسینم تا جون دارم هر کاری بخوای می کنم فقط بهم بگو تونستم راضیت کنم تونستم نوکرت باشم اقا تونستم راهتو ادامه بدم فقط همینو بگو بگو می تونم مثل بابا دوست داشته باشم بگو عمو عباس عموی منم بشه اخه من تشنه ام سقای کربلا منم تشنه ام تشنه ی محبت شما نمی خواین بهم اب بدین...................؟ 

اقا کمکمون کن تا نفسامون میاد این ذکرو بگیم وقتی هم مردیم بتونیم بگیم یا حسین...............

 

اما حسینم دوست دارم شرمندتم نذار شرمنده تر بشم یعنی میشه منم یه روز شهید بشم و رو بال فرشته ها بیام پیش خودتو اقا میشه خانوم فاطمه زهرا واسه منم مادری کنن ؟ یعنی میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

moharam_36[1].jpg

www.Tabrizy.com___moharram-2[1].jpg

+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 16:19 توسط مریم |


دلم خیلی گرفته بود بدجوری از ادما از دنیا اگه تحمل می کنم فقط به خاطر تو خداجونم چون گفتی زندگی امتحانه گفتی اگه دوست دارم باید تحمل کنم باشه تحمل می کنم ولی یادت باشه مریمت داره زیر بار سنگین این امتحانا داغون می شه خدا فعلا این شعرو که خیلی دوسش دارم می نویسم تا بعد

 

 

نه اشکاتو نگه دار واسه غروب فردا

یکی به صورت گل سیلی می کوبه فردا

فردا شغال پیرو

رو دوششون میارن

اون قامت رشیدو

کشون کشون میارن

نه اشکاتو نگه دار

باز محشر گناهه

مهمون سرای بی اب

باز قتلگاه ماهه

نه جانشین ابلیس

مهمون نوازی این نیست

اهای خلیفه ی کفر

این حقه بازی دین نیست

این حقه بازی دین نیست

طفلکی زخم تاول

می سوزونه پاهاشو

اما بازم رو پاهاش

می خوابونه باباشو

واسش لالایی می گه

برای اخرین بار

باباشو سر بریدن

بابا خدا نگه دار

بابا خدانگهدار

نه اشکاتو نگه دار باز

 محشر گناهه

مهمون سرای بی اب

باز قتلگاه ماهه

نه اشکاتو نگه دار

واسه غروب فردا

یکی به صورت گل

 سیلی می کوبه فردا

 

اینم تقدیم به امام حسینم البته نمی دونم اینجوریشو دوست داره یا نه اگه دوست نداره امید وارم اونجوری که دوست داره لایق باشم بنویسم

 

فعلا خدافظ برام دعا کنید دعا کنید که کم نیارم چون بدجوری بریدم

خدا و اون ماه های اسمونی رو فراموش نکنید خدا اون بالانیست کنارمونه باور کنید اگه بخواین می تونید حسش کنید مهربون و صبوره فعلا بای

 

خدا به خاطر همه چی ممنون حتی امتحانات چون بزرگم می کنن ممنون


+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:8 توسط مریم |


چقدر شرمنده ی خدام وقتی مغرورانه باهاش دعوا می کنم وقتی سرش داد می کشم وقتی نعمتاشو نمی بینمو فقط امتحاناشو می بینم وقتی چشامو می بندم و نمی بینم که چقدر باهام مهربون و دوست بود  ولی  من فقط سرش جیغ می کشم دعواش می کنم ............

چقدر سنگدلم که با خدا اینطوری می کنم  اون اون قدر مهربونه بد من ...........

تا کم میارم شروع می کنم به فحش و دعوا ....................

خدا شرمندتم همین ................خیلی دوست دارم فقط بدون اگه عصبانی شدم اگه کم اوردم اگه حرفی زدم از ته دل نبوده مطمئن باش به خاطر همه ی لحظه های که دلتو شکستم به خاطر تمام لحظه هایی که دل اماممو شکوندم اشکشو دراوردم معذرت می خوام خیلی دوستون دارم که هیچ وقت تنهام نذاشتین ممنون دوستون دارم خیلی زیاد ................

شرمنده به خاطر بدیام ببخشید


+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 1:18 توسط مریم |


همه میگن میاد

اما نمی گن کی میگن اینجاست  اما من نمی بینمش

مطمئنم مشکل از همه نیست

مشکل از قلب منه کور شده و دیگه هیچ جایی رو نمی بینه

انگار همه چی رو یادش رفته یادش رفته کی رو دوست داشته باشه

یادش رفته با کی باشه یادش رفته مال کیه

همه چی رو یادش رفته حتی منو می شکنه

و با شکستنش منم داغون می کنه

هزار بار بهش گفتم هر وقت تنگ شدی و گرفتی

به جز خدا اسم کسی رو نیار

اما اون بازم یادش رفت اون قدر تنگ شد که دیگه وجود نداره

حالا من موندم تنهای تنها

قلبم رفته فقط داره با نبودنش داغونم می کنه

 و عذابم می ده اخرین روزی که رفت شیاه بود و تاریک

خراب شده بود من خرابش کرده بودم تقصیر خودم بود

 نباید به حرفش گوش می دادم

اون نمی دونست داره داغون می شه

ولی من که می دونستم چرا عاقل نبودم

وچرا داغونش کردم

یادته خدا اولین روزی که اونو به من دادی سفید و روشن بود

پاک و قشنگ

انگار یکی دیگه شده 

ببخشید خدا جونم

معذرت می خوام نمی دونم با قلبم چی کار کردم

یه روز ی باهاش خداحافظی کردم

و اونو با یه تیکه ذغال سنگ عوض کردم

حالا من قلب ندارم

 این گوله ذغال فقط می تونه ادمها رو دوست داشته باشه 

لیاقت دوست داشتن تو رو نداره

خدایا می شه قلبم رو برگردونی ؟

اخه فقط اونی که تو بهم داده بودی لیاقت عشق تو رو داشت

و من اونو از دست دادم باهاش خداحافظی کردم

اون گریه می کرد و من غرق در گناه بودم و مست

حالا حسرت داشتنش به دلم مونده

کاشکی برگرده

 من می دونم ارزوم محاله

مثل ارزوی برگشت ثانیه هایی که دارن میرن

 و هر لحظه من رو به سیاهی نزدیک تر می کنند

کیه که نجاتم بده ؟؟؟؟؟؟

ای منجی عالم به دادم برس که دیگه دارم خفه می شم .............

 

 

خدایا بهترین هریه ات رو که پاک بودن از گناهه به هممون هدیه می دی ؟؟؟؟؟؟؟

 


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 16:23 توسط مریم |


سيره تربيتى امام سجاد علیه السلام در عيد فطر

عید فطر

با مرورى كوتاه به سيره تربيتى ائمه اطهار علیهم السلام درمى‏يابيم كه آن بزرگواران از ماه مبارك رمضان به عنوان يك دانشگاه تربيتى بهره گرفته و با پرورش شاگردان و انسان هاى با استعداد در روز عيد فطر هدايا و جوائز مادّى و معنوى به آنان عطا مى‏كردند و به اين ترتيب اين ماه را به يك آموزشگاه و كلاس پرورش روح و جسم و اخلاق تبديل نموده و به پرورش يافته‏گان اين مكتب در محدوده وسع و اختياراتش نسبت به شايستگى افراد، عطايائى در نظر گرفته و آنان را تشويق مى‏كردند. در اينجا گوشه‏اى از سيره تربيتى و آموزنده امام سجاد علیه السلام را به روايت سيد بن طاووس مى‏خوانيم:

امام صادق علیه السلام فرمود: شيوه حضرت على بن الحسين علیهماالسلام در ماه رمضان چنان بود كه هرگاه غلامان يا كنيزان آن حضرت خطائى را مرتكب مى‏شدند آنان را تنبيه نمى‏كرد. آن حضرت فقط خطاها و گناهان آنان را در دفترى ثبت كرده و تخلّفات هر كس را با نام و موضوع مشخص مى‏نمود. در آخر ماه همه غلامان و كنيزان را جمع كرده و در ميان آنان مى‏ايستاد. آنگاه از روى نوشته تمام كارهاى خلاف آنان را كه در طول ماه رمضان مرتكب شده بودند برايشان گوشزد مى‏كرد و به تك تك آنان مى‏فرمود: فلانى تو در فلان روز و فلان ساعت تخلفى كردى و من ترا تنبيه نكردم! آيا به ياد مى‏آورى؟ مى‏گفت: بلى اى پسر رسول خدا! و تا آخرين نفر اين مطالب را متذكر مى‏شد و آنان به اشتباهات و خطاهاى خود اعتراف مى‏كردند. آنگاه به آنان مى‏فرمود: «ارفعوا اصواتكم و قولوا يا على بن الحسين! انّ ربّك قد احصى عليك كلّما عملت كما احصيت علينا كلّما قد عملنا و لديه كتابٌ ينطق عليك بالحقّ لا يغادر صغيرةً ولا كبيرةٌ ممّا اتيت الّا احصاها و تجد كلما عملت لديه حاضراً... ؛ با صداى بلند بگوئيد: اى على بن الحسين! پروردگارت تمام اعمال و رفتار تو را نوشته است چنان كه تو اعمال ما را نوشته‏اى. نزد خداوند نامه اعمالى هست كه با تو به حق سخن مى‏گويد و هيچ عمل ريز و درشتى را فروگزارى نمى‏كند و هرچه انجام داده‏اى به حساب آورده و تمام آنچه را كه انجام داده‏اى نزد او حاضر و آماده خواهى يافت، چنان كه ما اعمال خود را در نزد تو آماده و ثبت شده ديديم. پس ما را ببخش همچنان كه دوست دارى خدا تو را ببخشد.

اى على بن الحسين! به ياد آر آن حقارت و ذلّتى را كه فرداى قيامت در پيشگاه خداى حكيم و عادل خواهى داشت. آن پروردگار عادل و حكيمى كه ذرّه‏اى و كمتر از ذرّه‏اى به كسى ظلم و ستم روا نمى‏دارد و اعمال بندگان را همچنان كه انجام داده‏اند به آنان عرضه خواهد كرد و حساب و گواهى خدا كافى است ...

ببخش و عفو كن تا پادشاه روز قيامت از تو عفو كرده و درگذرد چنان كه خودش در قرآن مى‏فرمايد: «وليعفوا و ليصفحوا الا تحبّون ان يغفر الله لكم والله غفورٌ رحيمٌ(1) ؛ بايد ببخشند و درگذرند. آيا دوست نداريد خداوند شما را بيامرزد؟ او خداوند آمرزنده و مهربان است.

عید فطر

امام سجاد علیه السلام اين كلمات را براى خويش و غلامان و كنيزانش تلقين مى‏كرد و آنان با هم تكرار مى‏كردند و خود امام كه در ميان آنان ايستاده بود و مى‏گريست و با لحنى ملتمسانه مى‏گفت: «ربّ انّك امرتنا ان نعفوا عمّن ظلمنا فقد ظلمنا انفسنا فنحن قدعفونا عمّن ظلمنا كما امرت فاعف عنّا فانّك اولى بذلك منّا و من المأمورين ... ؛ پروردگارا، تو به ما فرمودى از ستمكاران خويش درگذريم و ما به راستى بر خود ستم كرده‏ايم. همان طور كه فرمودى، ما از كسانى كه ستم كرده‏اند درگذشتيم، تو هم از ما درگذر كه تو در عفو كردن از ما و از ماموران برترى. تو به ما فرمودى سائلى را از درگاه خود محروم نكنيم و هم اكنون ما سائلان و گدايان در آستانه در خانه‏ات زانو زده و احسان و عطاى تو را مى‏طلبيم، بر ما منّت بگذار و محروممان نگردان، كه تو در اين كار شايسته‏تر از ما و از مأموران هستى. خدايا! من اكرام كردم تو هم به من اكرام كن و با اهل نعمت و مغفرت محشور نما اى صاحب احسان و كرامت.

پس از اين برنامه عرفانى حضرت سجاد علیه السلام خطاب به غلامان و كنيزان خويش مى‏فرمود: من شما را عفو كردم، آيا شما هم من و بدرفتاري هاى مرا كه فرمانرواى بدى براى شما و بنده فرومايه‏اى براى فرمانرواى بخشاينده عادل و نيكوكار بودم، بخشيديد؟! همگى يكصدا مى‏گفتند: با اين كه ما از تو جز خوبى نديده‏ايم ترا بخشيديم. آنگاه به آنان مى‏فرمود:

بگوئيد خداوندا! از على بن الحسين درگذر! همان طور كه او از ما در گذشت، او را از آتش جهنم آزاد كن همان طور كه او ما را از بردگى آزاد كرد. آنان دعا مى‏كردند و امام سجاد علیه السلام هم آمين مى‏گفت. و در پايان مى فرمود: برويد، من از شما در گذشتم و آزادتان كردم به اميد اين كه خدا نيز از من درگذرد و آزادم كند.

در روز عيد فطر چندان به آنها جايزه و هدايا مى‏بخشيد كه از ديگران بى‏نياز مى‏شدند. هر سال در شب آخر ماه مبارك رمضان در هنگام افطار حدود بيست بنده آزاد مى‏كرد و مى‏گفت: «انّ الله تعالى فى كلّ ليلةٍ من شهر رمضان عند الافطار سبعين الف عتيقٌ من النّار كلّاً قد استوجبوا النّار؛ خداوند متعال در هر شب ماه مبارك رمضان هفتاد هزار كس را از آتش جهنم آزاد مى‏كند كه همگى مستحق عذاب بوده‏اند آن حضرت هيچ بنده‏اى را بيش از يك سال به بندگى نمى‏گرفت. هرگاه كسى را در اول سال و يا در وسط آن مالك مى‏شد در شب عيد فطر آزاد مى‏كرد. اين عمل روش هر ساله او بود. بندگان سياه را كه هيچگونه نيازى به آنان نداشت مى‏خريد و در عرفات بعد از مراسم عرفه همه را آزاد ساخته و هداياى قابل توجهى را به آنان عطاء مى‏كرد.(2)

با توجّه به اين روايت نسبتاً طولانى در مى‏يابيم كه رهبران الهى و پيشوايان معصوم ما چقدر در ترويج فرهنگ اسلامى و آموختن آن به انسانهاى تشنه معرفت تلاش نموده و نه تنها در ماه رمضان و عيد فطر در آزادى جسم آنان مى‏كوشيدند بلكه افكار و انديشه‏هاى آنان را نيز از بند جهل و غفلت و خرافه پرستى رها مى‏ساختند و بدين گونه بود كه تربيت يافتگان مكتب اهل بيت علیهم السلام از پستى ذلّت به اوج عزت مى‏رسيدند و بردگان گرفتار به رهبران جامعه و عارفان خداجوى مبدل مى‏گشتند. كه فهرست مفصلى از اينان را مى‏توان در كتابهاى رجالى، تاريخى و سيره مطالعه نمود.

 

پی نوشت ها:

1- سوره نور، آيه 22.

2- اقبال الاعمال، ص 260.

 

منبع:

مجله پاسدار اسلام، شماره 275 ، حجة‏الاسلام عبدالكريم پاك‏نيا .


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 16:25 توسط مریم |


عید فطر جشن بازگشت به فطرت

عید فطر

در فرهنگ اسلامى، اولین روز ماه شوال به عنوان عید فطر و جشن بازگشت ‏به فطرت معین شده است، زیرا مسلمانان روزه‏دار در طول ماه رمضان با ارتباط هاى پى در پى با خداوند متعال و استغفار از گناهان به تصفیه روح و جان خویش همت گماشته و از تمام آلودگیهاى ظاهرى و باطنى که بر خلاف فطرت آنهاست، خود را پاک نموده و به فطرت واقعى خود برمى‏گردند .

امیرمؤمنان علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مى‏نگرد و با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتى‏ها و پلیدى‏ها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت ‏به فطرت است، این معنا را مى‏توان از لغت «عید فطر» نیز دریافت، چرا که «عید» به معناى بازگشت و «فطر» به معناى «فطرت و طبیعت‏» است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

در روز عید فطر گویى یک مسلمان از نو متولد مى‏شود، چرا که طبق فرمایش حضرت علی علیه السلام، روزه‏داران در شب عید فطر از تمام آلودگى‏ها و پلیدى‏ها پاک شده اند و کمترین پاداش خود را که پاکى و پاکیزگى است دریافت نموده ‏اند.

عید فطر

 

مراتب روزه‏داران در عید فطر

بدون تردید تک تک مسلمانان با فرا رسیدن عید سعید فطر نوعى شادى و لذت درونى در خود احساس مى‏کنند، اما استقبال مسلمانان از روز عید فطر یکنواخت و مساوى نیست. زیرا هر کس نسبت‏ به معرفت و ایمان خود به این عید بزرگ و با عظمت نگریسته و از آن بهره مى‏گیرد. زمینه ها، ذهنیت‏ها، مراتب ایمان و عوامل دیگرى در نگرش و انگیزه افراد دخالت دارند.

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

حل مشکلات اقتصادى و اجتماعى

در مورد ابعاد اقتصادى و اجتماعى عید فطر مى توان به پرداخت زکات فطره به عنوان عاملى ارزشمند براى فقر زدایى، توسعه اقتصادى و حل مشکلات اجتماعى در جامعه اسلامى اشاره کرد. افزون بر این که در کنار کمک به فقرا، موارد مصرف دیگرى نیز براى زکات فطره در اسلام منظور شده است که از جمله آنها احیاى روحیه همیارى و تعاون، رسیدگى به وضع بهداشتى، درمانى و فرهنگى مسلمانان است .

از زکات فطره مى‏توان قرض بدهکاران حقیقى و افرادى را که در راه معصیت و خلاف، بدهکار نشده‏اند را پرداخت کرد . در ساختن مسجد، مدرسه، پل‏ها و راه‏ها و بیمارستان‏ها و برطرف کردن سایر نیازهاى مسلمانان نیز مى‏توان از این بودجه مردمى استفاده کرد .

همچنین با این بودجه مى‏توان باورهاى دینى و اعتقادات مسلمانان ضعیف الایمان را تقویت کرده و کسانى را که در معرض شبهات و وسوسه‏هاى دشمنان قرار دارند یارى کرد .

مسلمانان با عمل به این موارد که با پرداخت زکات فطره انجام مى‏شود، در حقیقت‏ به بخشى از دعاهاى ماه رمضان که در مدت یک ماه بعد از نماز زمزمه مى‏کردند، در روز عید فطر جامه عمل مى ‏پوشانند .

گذشته از این‏ها، پرداخت زکات فطره که با نیّت عبادت و تقرب به خداوند متعال انجام مى‏شود، نوعى بهره‏گیرى از مادیات براى رسیدن به معنویات است .

مسلمانان در این روز در اثر یک ماه ضیافت و مهمانى خداوند به صفاى باطن دست‏ یافته و در حقیقت، شخصیت واقعى خویش را بازیافته‏اند. فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهاى جهل و نادانى و غفلت ‏به انواع گناهان و معصیتها مبتلا، از حقیقت ‏خود دور و در نتیجه دچار خود فراموشى و خدا فراموشى مى‏گردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضاى معنوى آن ماه و تلاش‏هاى خویش به یک زندگى نوین دست مى‏یابد، که مى‏توان آن را «بازگشت ‏به خویشتن‏» نامید .

بدین جهت گفته‏اند که قبول روزه موکول به پرداخت زکات فطره است، چرا که دادن زکات موجب جدایى از تعلقات مادى و هواهاى دنیوى و نفسانى است و انسان مؤمن براى دوام فطرت الهى خویش و بازگشت ‏به عهد فطرى از هر آنچه رنگ تعلق دارد، باید رها و آزاد باشد و زنجیر مادیات را از پاى خود برکَند تا سبکبال به سوى خداوند گام نهد .

عید فطر

تعظیم شعائر اسلامى

خداوند متعال مى‏فرماید: «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب‏»؛ هر کس شعائر الهى را بزرگ دارد، این کار نشانه تقواى دلهاست .

تعظیم شعائر الهى یکى دیگر از ویژگى‏هاى عید سعید فطر است. شعار تکبیر و تهلیل و تحمید و تقدیس از جمله اعمالى است که به روز عید جلوه خاصى مى‏بخشد .

یک مسلمان باید از راه‏هاى مختلف نداى حیاتبخش توحید را به گوش جهانیان برساند، که یکى از آن راه‏ها بیان شعارهاى مذهبى است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز عید فطر از منزل بیرون مى‏آمد و تا رسیدن به مصلا با صداى بلند، شعار «لا اله الا الله‏» و «الله اکبر» سر مى‏داد و حتى در میان خطبه‏ها و قبل و بعد از آن با صداى رسا این کلمات را تکرار می کرد .

امیرمؤمنان علیه السلام با اشاره به روز عید مى‏فرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصى الله فهو عید؛ این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته، نماز او را ستوده و هر روز که خدا از نافرمانى نشود، آن روز عید است.»

تقویت وحدت مسلمانان

اجتماع روز عید فطر مى‏تواند در پیوند و همدلى مسلمانان نقش آفرین باشد. آنان در گردهمایى روز عید فطر و قرار گرفتن در کنار هم، از نظرات، مشکلات و گرفتارى‏هاى یکدیگر آگاه مى‏شوند. در این گردهمایى بغض‏ها و کینه‏ها تبدیل به دوستى و همدلى مى‏شود و مؤمنان در یک صف واحد احساس اتحاد و نزدیکى بیشترى به یکدیگر مى‏کنند.

عید فطر از سویى حکایت از پیوند معنوى انسان با خداى خویش دارد و از سوى دیگر بیانگر ارتباط وى با هم‏ کیشان خود است .

 

عید فطر و حرکت‏هاى سیاسى

در طول تاریخ، اجتماع روز عید فطر آنچنان مهم و تحول آفرین بوده که رهبران سیاسى نیز از آن بهره گرفته‏اند. در این مورد مى‏توان از حرکت ‏سیاسى ابومسلم خراسانى و شورش وى بر علیه دستگاه خلافت ‏بنى امیه نام برد. وى به سلیمان بن کثیر دستور داد به اقامه نماز عید فطر و ایراد خطبه بر علیه امویان بپردازد .

سلیمان نیز انقلاب و شورش بر علیه سلطنت اموى را در خطبه نماز عید فطر اعلام کرد. به این ترتیب آنان در سال 129 قمری در روز عید فطر در شهرهاى ماوراء النهر به پا خاسته، قیام خود را اعلام  و در مدت کوتاهى سلسله بنى امیه را منقرض کردند.


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 16:17 توسط مریم |





Copyright © 2006 - 2007 - for-islam.blogfa.com